تبلیغات
کوچ kooch

کوچ kooch
ماه فرو ماند از جمال محمد(ص) سرو نباشد به اعتدال محمد(ص) 
قالب وبلاگ



بیشتر زنان کهگیلویه در بافتن قالی، سیاه چادر دختری بویراحمدی با پوشش به زیور
و... مهارت دارند، عکس از مؤلف آراسته، عکس از مؤلف



ساختار سیاسی:
1. رهبری: دو گروه بر جامعۀ ایلی بویراحمد رهبری داشته، و دستگاه اجرایی ـ سیاسی ایل را می‌گردانده‌اند: نخست رهبران موروثی، مانند خانها و کدخدایان تیره‌ها که مقام رهبری را در دودمانهای خود توارثی می‌دانستند؛ دوم رهبرانی غیرموروثی، مانند کدخدایان جزء یا کدخدایان طایفه‌ها و ریش سفیدانی که در اثر برخی ویژگیهای شخصی و ابراز لیاقت، مقبولیت ایلی یافته، و مقام کدخدایی و ریش سفیدی به دست آورده بودند.
خانها نسبت خود را به ملک، بنیان‌گذار دودمان یا اولاد ملک می‌رساندند(فاضل، همان، 36؛ غفاری، هیبت‌الله، 126، 147). اعضای این دودمان یا اولاد به تیرۀ اردشیری، یکی از تیره‌های بزرگ ایل وابسته بودند و خود را مانند امرای شبانکارۀ فارس از اعقاب اردشیر بابکان به‌شمارمی‌آوردند(نک‍: باور، 60-61). کدخدایان موروثی که نایبان خانها بودند، در هر تیره از یک اولاد خاص برخاسته بودند. جانشینی برمسند کدخدایی مانند جانشینی بر مسند خانی نیز پر تنش و مخاطره‌آمیز بود(فاضل، همان، 37). جدایی اصل و تبار خانها از کدخدایان، انگیزۀ جنگ و خون‌ریزی میان این دو گروه از سردمداران ایل بر سر به دست آوردن قدرت و رهبری در ایل شده‌بود(افشار نادری، 62).
کدخدایان غیرموروثی تابع خان بزرگ یا ایلخان بودند و طایفه‌های کوچک مستقلی را که در حوزۀ حاکمیت خان قرار داشتند، به وکالت از او سرپرستی و اداره می‌کردند. ریش سفیدان، سرپرستان اولادها و مالها بودند که حلقۀ ارتباطی میان اعضای اولادها و مالها و کدخدایان به شمارمی‌رفتند. هر اولاد معمولاً چند رئیس یا ریش‌سفید داشت که یکی از شایسته‌ترین آنها نمایندگی اولاد را برعهده می‌گرفت(فاضل، همانجا؛ دربارۀ ساختار اجتماعی ـ سیاسی رهبری ایل، نک‍: نمودار).
منشأ اصلی قدرت قهری و اجرایی خان ناشی از تیرۀ «مال‌خانی»(«دربار» در باصری، و «عمله» در قشقایی، تک‍: ه‍ د، باصری، نیز قشقایی)، متشکل از طایفه‌هایی از ایل بویراحمد و بیرون از ایل، و قدرت نظامی او ناشی از یک سپاه کوچک تفنگدار دست‌چین شده از مردان رزمندۀ طایفه‌ها و اولادهای درون تیرۀ مال‌خانی بود. تیرۀ مال‌خانی پیوسته در پیرامون اقامتگاههای تابستانی و زمستانی خان و خانوادۀ او می‌زیستند و حلقه‌ای حفاظتی در دورادور او و خانواده‌اش پدیدآورده بودند. نبود پیوند نسبی میان شماری از اعضای این تیره با اعضای تیره‌های دیگر ایل و وابسته نبودن آنها به تقسیمات ایلی به اعتماد خان به افراد این تیره می‌افزود(فاضل، همان،38).




نمودار: ساختار اجتماعی – سیاسی ایل بویراحمد

2. تاریخچۀ سیاسی ـ نظامی: اوضاع تاریخی، اجتماعی و سیاسی جامعه‌های ایلی ساکن کهگیلویه، یه ویژه ایل بویراحمد در گذشتۀ دور چندان روشن نیست. داستان لشکرکشی تیمورگورکانی(736-807ق)به سرزمین فارس و جنگ او با عشایر «بویر» کهگیلویه، پس از کشته شدن پسرش به دست بویرها و قتل‌عام آنها در کتاب منم تیمورجهانگشا(نک‍: ص249-273: شرح تفصیلی لشکرکشی تیمور به سرزمین بویرها و وصف این سرزمین و رفتار و اخلاق و دین عشایر بویر) چندان با واقعیتهای تاریخی تطبیق نمی‌کند(برای روایت مردم بویراحمد دربارۀ واقعۀ کشته شدن فرزند تیمور و جنگ بویرها یا سپاه او، نک‍: «سرگذشت…»، 104-106).
در دورۀ صفوی از 930تا1005ق/1524تا1597م، حاکمیت کهگیلویه در دست سران افشار از ایلهای هفت‌گانۀ قزلباش بود. پس از آن زمان هم حکام کهگیلویه از سوی پادشاه صفوی و والی فارس گمارده می‌شدند. از زمان نبردهای لطفعلی‌خان زند با آقامحمدخان در 1204ق/1790م به بعد نام ایل بویراحمد به وضوح در اسناد تاریخی آمده است.
معروف‌ترین شورش عشایر فارس با قیام عشایر بویراحمد و درگیری آنان با قوای نظامی در جنگ «دورگ مدو» یا «دورگ مدین» در 1307ش آغاز شد و با جنگ بزرگ و سنگین «تنگ تا مرادی» در 1309ش پایان یافت. این دوجنگ به لحاظ آرایش نظامی و شمار تلفات مهم‌ترین جنگهای بویراحمد با قوای دولتی به شمارمی‌رود(بیات، 10، 92).
جنگ دورگ‌مدین بر سر مالکیت زمینهای ممسنی میان امام‌قلی‌خان رستم از ایل ممسنی و معین‌التجار بوشهری از مالکان بزرگ بوشهر درگرفت که پس از کشته شدنِ افراد بسیاری از دو سو، با مصالحه پایان یافت(تقوی مقدم، 349-352 ). در جنگ «تنگ تا مرادی» که میان بویراحمدیها به فرماندهی لهراسب و به حمایت قشقاییها با قوای دولتی در تنگ روی داد، جنگجویان بویراحمدی لطمات فراوانی بر نیروی نظامی و تفنگچیان قشقایی وارد کردند؛ اما سرانجام، آتش‌بس برقرارگردید و با تأمین دادن دولت به سران شورشی و تسلیم آنان به دولت، جنگ پایان یافت(باور، 74-75؛ امیری، 22-23؛ بیات، 92-99؛ تقوی مقدم، 355-367).
لهراسب که فرماندهی هردو جنگ را به عهده‌داشت، در اواخر اسفند1309 در منطقۀ پرین درحالی‌که همراه سرتیپ‌خان آمادۀ نبرد دیگری با نیروی نظامی بود، با تیر یکی از افراد تیرۀ قایدگیوی در سنگر خود کشته‌شد(همو، 369-370). بویراحمدیها به لهراسب ـ که از طایفۀ باتولی بویراحمد گرمسیر بود ـ پس ازمرگ لقب «کی» دادند و او را «کی‌لهراس» نامیدند. اعطای لقب کی به افراد بیرون از دودمان خانها تا آن زمان رسم نبود(صفی‌نژاد، عشایر مرکزی، 239؛ تقوی‌مقدم، 347؛ دربارۀ شرح زندگی لهراس و دلاوریهای او، نک‍: غفاری، یعقوب، 3-9، نیز دربارۀ اشعار مربوط به جنگ تا مرادی، 10-13).
چندی پس از جنگ تا مرادی و سلطۀ کامل نیروهای نظامی و دولتی در نواحی بویراحمدنشین، سران ایل همراه خانواده‌هایشان ابتدا به شیراز و بعد به تهران فرستاده شدند. در 1313ش سرتیپ‌خان و شکرالله‌خان اعدام شدند(باور، همانجا). پس از واقعۀ شهریور1320ش عبدالله‌خان ضرغامپور فرزند شکرالله‌خان، محمدحسین طاهری فرزند سرتیپ‌خان، و محمدعلی خلیلی از ایل بویراحمد همراه رؤسای دیگر ایلات فرارکردند و از تهران به زادگاههای خود بازگشتند. عبدالله‌خان و محمدحسین‌خان به ترتیب رهبری ایل بویراحمدسفلا و علیای سردسیر را در دست‌گرفتند(همو،76؛ تقوی مقدم، 424-426).
عبدالله‌خان یک نیروی چریکی تشکیل داد و با ایلات قشقایی و ممسنی پیمان هم‌بستگی بست که به پیمان «چم اسپید»(چشمۀ سفید)معروف شد(دربارۀ متن پیمان، نک‍: باور، 78-79). او برای به دست آوردن مقام ایلخانی به نبرد با ایلات و طوایف مخالف خود ونیروهای حکومتی برخاست و جنگ و غارت را آغاز کرد. از مهم‌ترین واقعه‌های دورۀ حیات عبدالله‌خان، حملۀ او با همکاری قشقاییها به گروهای ژاندارمری حنا در منطقۀ بختیاری در 1321ش و خلع سلاح افراد و غارت سلاحهای پادگان؛ حمله به پادگان نظامی سمیرم در جنوب شهر قمشه در 1322ش و خلع سلاح آن پادگان؛ و سرانجام، حمله به بویراحمدعلیا به سرپرستی محمدحسین‌خان در 1323ش و شکست او و متحدش از ایل ممسنی و بستن پیمانی به نام «سرگچینه» در محلی به همین نام و خراج‌گذار کردن آنها بود(دربارۀ حوادث این دوره، نک‍: باور، 77-85 ؛ صفی‌نژاد، همان، 240؛ تقوی مقدم، 428-430، 437-443؛ نیز نک‍: موسایی، شم‍ 3، ص28، شم‍4، ص36-37، شم‍ 5، ص19-24؛ برای تصویر پیمان‌نامۀ سرگچینه، نک‍: تقوی مقدم، بخش اسناد و تصاویر).
سران بویراحمد سفلا وعلیا که از 1325تا1330ش با حکومت مرکزی کنار آمده‌بودند، در 1330-1331ش هم‌زمان با نهضت ملی شدن نفت و کشمکش میان محمدمصدق و شاه، میان آنان دودستگی پدیدآمد. محمدحسین‌خان و ناصرخان، از سران بویراحمدعلیا به هواخواهی دربار، و آقا بیژن منصوری از کدخدایان بویراحمدعلیا و عبدالله‌خان کلانتر بویراحمد سفلاو برادرش خسروخان به هواخواهی مصدق برخاستند و با یکدیگر درگیرشدند. پس از کودتای 28مرداد1332، عبدالله‌خان و برادرش و کدخدایان دیگر بویراحمد سفلا با تلگرافی از مصدق حمایت کردند و به دولت کودتا تاختند. چندی بعد اینها نیز تغییر جهت دادند و تنها خسروخان در موضع مخالفت با شاه پافشاری می‌کرد. مقامات حکومتی با تطمیع عبدالله‌خان اورا به کشتن برادرش واداشتند، پس از آن، همۀ سران ایل با دربار کنار آمدند و تا زمان اصلاحات ارضی 1341-1342ش رابطه‌شان را با دولت حفظ کردند؛ در این زمان، به مخالفت با برنامۀ اصلاحات ارضی برخاستند و با حکومت در پیاده‌کردن برنامۀ اصلاحات همکاری نکردند. از این هنگام، عبدالله‌خان و برادرش ناصرخان مبارزه با حکومت را آغازکردند و جنگ و گریزهایی پراکنده میان آنها و قوای نظامی روی داد. در 1342ش بزرگ‌ترین جنگ میان آنها در تنگ گُجستان روی داد که در آن عبدالله‌خان و برادرش و یکی از سران بویراحمدعلیا به نام کی خورشید عملاً شرکت نکردند. در این تنگ نیروهای عشایری بسیاری از قوای نظامی را کشتند و بر آنها پیروز شدند(برای شرح نبرد گجستان و اقدامات بعدی دولت در سرکوب ایل بویراحمد و اعدام سران، نک‍: همو، 455بب‍ ).
ساختار فرهنگی:
1. زبان: بویراحمدیها به گویش لری از گروه گویشهای لر بزرگ سخن می‌گویند. گویشهای لری به دوگروه گویشهای لر کوچک شامل زبان مردم پیشکوه و پشتکوه لرستان، و گویشهای لر بزرگ شامل زبان مردم بختیاری، ممسنی و ایلات کهگیلویه تقسیم می‌شود. برخی، گویشهای لری را متعلق به گروه گویشهای ایرانی جنوب‌غربی مانند فارسی و گویشهای مردم فارس، و جدا از گروه گویشهای شمال‌غربی مانند کردی و گویشهای مرکزی دانسته‌اند(نک‍: EI1, V/43).
درگذشته پژوهشهایی پراکنده دربارۀ گویش بویراحمد صورت گرفته، اما نخستین پژوهش زبان شناختی میدانی را گ. ل. ویندفور در زمینۀ گویش بویراحمد انجام داده است. او نتیجۀ پژوهش خود را اولین بار در مقالۀ «بویراحمد»(نک‍: ایرانیکا، IV/325-326). در1369ش/1990م چاپ و منتشرکرد. بنابر تحقیق او، گویش لری بویراحمدیهای ساکن در بخش شمالی استان کهگیلویه و بویراحمد با گویش عشایر کهگیلویه و ممسنی در بخش جنوبی استان نزدیک و خویشاوند است. این گویش با گویش بختیاری در شمال و گویشهای لری در شمال‌غربی به گروه گویشهای ایرانی منطقۀ جنوبی زاگرس متعلق، و در تقابل با گویشهای کردی رایج در شمال زاگرس هستند. او شماری از واژه‌ها، صورتهای ساختی زبان و شکلهای واجی گویش بویراحمد را با کردی و گویشهای همسایگان بویراحمد درآمیخته و مشترک می‌داند.
در سالهای اخیر نیز، افضل مقیمی، یکی از گویشوران بویراحمد پژوهشی میدانی دربارۀ این گویش کرده، و حاصل پژوهش خود را در1373ش در کتاب گویش بویراحمد و… در شیراز منتشر کرده است.
2. مذهب: بویراحمدیها مسلمان، و پیرو مذهب تشیع هستند. فرهنگ مذهبی در جامعۀ بویراحمدی مانند جامعه‌های دیگر ایلی ‍ـ عشیره‌ای ایران آمیزه‌ای از آموزه‌های اسلامی برآمده از تعالیم و احکام مذهبی و برخی تفکرات و تلقینهای دیرینۀ ایرانی و باورهای سنتی است(بلوکباشی، جامعه، 93-94). مردم بویراحمد راه آرام زیستن و دورکردن رنج و ستم از خود را در محیط و فضای مذهبی جست‌وجو می‌کنند. از این رو، رعایت آداب و رسوم و مناسک مذهبی را در زندگی نه تنها برای سازگاری با این تجربه‌ها می‌انگارند، بلکه ازاین راه انتظار از میان برداشتن همۀ مصایب را نیز دارند(لفلر، «اسلام…»، 253).
از رخدادهای مهم در جامعۀ بویراحمد دعوی کیش‌آوری جوانی آقابابانام از طایفۀ آقا حسینی تیرۀ آقایی در اوایل سال1330ش است. آقا بابا که در ده مُزدَک ساکن بود، مردم را به کیشی که به آن نام «طلوعی» داده بود، فراخواند. به زودی 4تن: یک سید خواب‌گزار، سیدی از گوشۀ شاه‌زاده قاسم که به «بهاءالدین» ملقب بود. سیدی از «سادات وخمی»(متفرقه)و یک تن از خاندان خانها به نام ناصرخان طاهری به او پیوستند و به رهبری او هستۀ مرکزی کیش را بنیاد نهادند و در میان مردم به «پنج تن» معروف شدند. به تدریج گروهی از عشایر دور آنها گردآمدند و به کیش طلوعی که مبشر عدالت و رستگاری بود، گرویدند. سرانجام در پس وقایعی چند و مخالفت و مقابلۀ کارگزاران دولتی محلی با آنها، آقا بابا دست از دعوی و تبلیغ برداشت و کیش او در زمستان همان سال از میان رفت(تحقیقات میدانی؛ برای ماجرای کامل، نیز نک‍؛ حسینی، 9-22).

پایگاه عکس چیلیک


پس از پیروزی انقلاب اسلامی(1357ش)دگرگونی ژرفی در نحوۀ بینش، عقاید دینی و اعمال مذهبی بویراحمدیها پدید آمد. بنابر پژوهشهای میدانی لفلر(نک‍: همان، 225-244)در بویراحمد و نتیجۀ سنجش رفتارها، عقاید و جهان‌بینی بویراحمدیهای سی‌سخت در سالهای 1359-1360 و 1362ش و سالهای پیش از انقلاب، ماهیت ذهنی و عملی مردم در این سالها تغییر کرده، و دین و مذهب تأثیر ژرفی بر فضای مادی و معنوی زندگی مردم و جهان‌بینی و عملکرد آنها گذاشته‌است(نیز نک‍: بلوکباسی، نقد…، 88-97).
3.غریب‌خانه: از رسمهای کهن عشایر کوچندۀ بویراحمد، رسم رها کردن سالخوردگان ناتوان و معلول در پناهگاههایی به نام «غِرِب خونه»(غفاری، هیبت‌الله، 193)یا «خِرف‌خانه»(ایرانیکا، IV/324) به هنگام کوچ و گذر از گذرگاههای سخت کوهستانی بود. این رسم در فرهنگ برخی عشایر دیگر مانند بختیاریها و ممسنیها نیز وجود داشت. برونوسکی از این رسم در میان کوچندگان بختیاری در کتابش «صعود انسان» یاد می‌کند و می‌نویسد: سالخوردگان عشایر این رسم را پذیرفته‌اند و می‌دانند که به پایان سفر زندگی رسیده‌اند(ص64). صفی‌نژاد به نقل از دست‌نویسی رسم بختیاریها را در گذاردن زنان و مردان پیر در غار«خاتی نعلب»(ظاهراً «خاتین علب»، یعنی خاتون حلب) در مسیر کوچ به زردکوه می‌آورد(عشایرمرکزی، 614). لفلر(نک‍: ایرانیکا، همانجا)و هیبت‌الله غفاری(همانجا)و صفی‌نژاد(همان، 613-614)به رواج این رسم در فرهنگ بویراحمد در قدیم اشاره می‌کنند.
امان‌اللهی گزارشهای برونوسکی و لفلر دربارۀ طرد پیران در میان عشایر را خلاف آیین زرتشت و سنت اسلامی، و خرف‌خانه‌ها را(بدون ارائه سند) بازماندۀ گورهای پیش از اسلام دانسته است(نک‍: دانشنامه…،4/634)؛ اما باید گفت: برخلاف استنباط و نظر امان‌اللهی این رسم برآمده از فرهنگ خاص کوچندگی و از عارضه‌های معیشت سخت زندگی شبانی در قدیم بوده است. حکایتی از گفت و گوی یک پدر با پسرش به هنگام ترک او در ادبیات شفاهی ایل ممسنی تداول این رسم را در فرهنگ عشایر کهگیلویه تأییدمی‌کند(نک‍: حبیبی فهلیانی، 456). دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی در زندگی عشایر و تغییر فرهنگ کوچندگی به فرهنگ یکجانشینی و تأثیر آموزشهای دینی نقش مهمی در منسوخ کردن این رسم در رفتارهای فرهنگی بویراحمدی و عشایر دیگر داشته است.
4. ادبیات شفاهی: بویراحمدیها تا چند دهه پیش در جامعه‌ای زندگی می‌کردند که فرهنگ شفاهی در فضای آن سیطره داشت. در این جامعه، بنابر تحقیق اریکا فریدل(«مطایبات…7»، 281-282)، در حالی‌که هنرهایی چون نقاشی، کنده‌کاری، سفالگری و جز آنها وجودنداشت و زنان در انتخاب رنگ و نقش و رنگ‌آمیزی و نقش‌پردازی بر دست‌بافتهایشان، مانند قالی و خورجین و جز آن، آزادیشان اندک بود، هنر ترانه‌سرایی و شعرخوانی میان زن و مرد و در همۀ عرصه‌های زندگی، به ویژه در مراسم عروسی و سوگ به صورت گسترده‌ای رواج داشت. شعر، ترانه، قصه، مثل و مَتَل از جلوه‌های خاص ادب شفاهی رکن اصلی فرهنگ عامۀ بویراحمد بوده است. ترانه‌های تک‌بیتی بویراحمد به لحاظ آهنگ، موضوع، محتوا ویا مورد ومناسب سرودن و خواندن، از یکدیگر متمایز می‌شوند. بیتها را معمولاً با 4 آهنگ و نوای «شَروه»(آهنگ ماتم و عزا)، «هشتا»(رقص و پای‌کوبی)و «لَلویی»(لالایی خواب)و «یَریار»(جدایی و دوری از یار)می‌خوانند. این ترانه‌ها و قصه‌ها بازتابانندۀ زمینه‌های اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعۀ بویراحمد است(تحقیقات میدانی؛ برای ادبیات شفاهی بویراحمد، نک‍: فریدل، «ترانه‌ها»، 47-54، «مطایبات»، 281-286؛ لمعه، 47-50، 136؛ «سرگذشت»، 146-196؛ احمدی، 121-122).
شاهنامه‌خوانی در میان عشایر بویراحمد، به ویژه عشایر تیرۀ کی‌گیوی رواج داشت. شاهنامه را باسوادی می‌خواند و به گویش لری برای مردم تفسیر می‌کرد. یکی از شاهنامه‌‌خوانان معروف کی‌سالار بود که با لحنی زیبا اشعار شاهنامه را می‌خواند. به هنگام جنگ یا حمله برای غارت، کدخدایان و تفنگچیان دور هم جمع می‌شدند تا شاهنامه‌خوان اشعار حماسی برای آنها بخواند. در پاره‌ای از مجالس شاهنامه‌خوانی نی هم نواخته می‌شد.
داستانهای شاهنامه بر فرهنگ جامعۀ ایلی تأثیر بسیاری گذاشته است؛ از جملۀ این تأثیرات منسوب کردن نام برخی جاها به پادشاهان و قهرمانان شاهنامه است؛ مثلاً نام تل‌خسرو را به کیخسرو، سی‌سخت را به سی‌سوار سرسخت کیخسرو که به کوه دنا رفته بودند، گردنۀ بیژن و تلّ‌زالی در دنا را به بیژن و زال نسبت می‌دهند و برای هر یک داستانی روایت می‌کنند(صفی‌نژاد، عشایرمرکزی، 581؛ تحقیقات میدانی).




زنان عشایر لر حافظ و ناقل ترانه‌های لری بوده‌اند، عکس از مؤلف

5. آموزش سنتی و نو: تا پیش از شکل‌گیری نهاد رسمی آموزش و پرورش در منطقۀ کهگیلویه و بویراحمد، شمار بزرگی از بویراحمدیها، به‌ویژه کوچندگان آنها بی‌سواد بودند. درآن زمان، در برخی از مناطق سردسیری و گرمسیری مکتب‌خانه‌هایی به نام «خانۀ ملا» بود که افراد باسواد طایفه‌ها یا افرادی با سواد از بیرون ایل در این مکتب‌خانه‌ها به کودکان و نوجوانان خواندن می‌آموختند. علاوه بر قرآن کریم، کتابهایی که ملاها درس می‌دادند، هفت لشکر یا شاهنامه، خسرو شیرین نظامی، امیرارسلان، فلک ناز و جز آن بود. آموختن اعداد سیاق و چهار عمل اصلی حساب نیز در برنامۀ درسی مکتب‌خانه‌ها بود.
با دایر شدن نخستین دبستان 5 کلاسه در تل‌خسرو و آن‌گاه یک دبستان در 1330ش در سی‌سخت، برخی از کودکان به این دبستانها جذب شدند. پس از چندی، روستاهای منطقه زیر پوشش آموزش عشایری قرارگرفتند و با گسترش تدریجی آنها، مکتب‌خانه‌ها از رونق افتادند. با افزایش شمار دانش‌آموزان، از 1350ش دبیرستانهایی نیز در مراکز بخشها و شهرهای بویراحمد تأسیس شد و رفته رفته برنامۀ آموزش رسمی به همۀ نقاط بویراحمد، در میان یکجانشین و کوچنده، گسترش یافت(صفی‌نژاد، همان، 573-574؛ دربارۀ فرایند توسعۀ آموزش و پرورش در منطقه، نک‍: احمدی، 214-223).
طبق آمار 1365ش، بویراحمد سفلا و بویراحمدعلیا به ترتیب به 7/36٪ و 6/45٪ بالاترین نرخ باسوادی را درمیان عشایر کوچندۀ استان داشته‌اند(مطالعه…،33، نیز جدول شم‍ 25). همچنان طبق آمار 1375ش، از874’63تن جمعیت شهری 6ساله به بالای شهرستان بویراحمد، 616’57 تن باسواد(2/90٪)و 258’6تن بی‌سواد، و از 638’112تن جمعیت روستایی، 682’78تن باسواد(8/69٪)و 956’33تن بی‌سواد، و از 161تن غیرساکن 85تن(4/53٪)باسواد و 76تن بی‌سواد بوده‌اند(آمارنامه، 38).
دگرگونی در ساختارهای ایلی: دگرگونیهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، نظامی و سیاسی ایران در چند دهۀ اخیر ساختار اجتماعی ـ سیاسی و اقتصادی سنتی جامعه‌های ایلی ـ عشیره‌ای، از جمله جامعۀ ایلی بویراحمد را از هم پاشیده‌است. مهم‌ترین عوامل فروپاشی تدریجی ساختارهای ایلی و تضعیف قدرت ایلات و عشایر در 40 سال گذشته اینهاست: ملی شدن جنگلها و مراتع، تعیین حریم چرا برای گله‌داران ایلیاتی، منسوخ شدن نظام سنتی زمین‌داری و تقسیم اراضی مالکان بزرگ در میان زارعان ایلیاتی، فرو پاشیدن مناسبات کهنۀ خانی ـ ایلیاتی، یا به عبارت دیگر ارباب ـ رعیتی و تملک سنتی بر عوامل تولید، نفوذ و مداخلۀ نیروهای نظامی و نهادهای رسمی دولتی در امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، سرکوب خانها و براندازی نظام و منصب خانی، کلانتری و کدخدایی از ساختار سیاسی ایل و جای‌گزین شدن نظام شورایی و اعتبار یافتن مقام ریش‌سفیدی رده‌های پایین، اسکان اجباری یا خودخواستۀ عشایر کوچنده و توجه کوچندگان از اقتصاد مبتنی بر دام‌پروری سنتی به اقتصاد مبتنی بر زراعت و رمه‌گردانی و آشنایی کم‌وبیش آنان با کشاورزی مکانیزه و کاربرد برخی ابزار و وسایل و فنون نوین در زراعت و حمل‌ونقل، گسترش و فراگیر شدن آموزشهای رسمی، توسعۀ فرهنگ ارتباطات و رسوخ برخی عناصر فرهنگ شهری و غربی و ایجاد جاده‌های ارتباطی و اجرای برنامه‌های عمرانی در دهات ایل‌نشین. با این دگرگونیها جامعۀ بویراحمد به سوی یک نظام غیرایلی و شیوۀ زندگی تازه، مشابه با نظام و شیوۀ زندگی‌روستایی ـ شهری پیش‌می‌رود(بلوکباشی، جامعه، 98-99).
اکنون سازمان ایلی ـ عشیره‌ای به مفهوم قدیم و سنتی آن در جامعۀ بویراحمد وجود ندارد و با تشکیل «سازمان امور عشایری» در نظام جمهوری‌اسلامی‌ایران و فعال‌شدن این نهاد در جامعۀ بویراحمد، امور و وظایف دستگاه رهبری سیاسی ـ اقتصادی قدیم ایل به آن سپرده شده است.




طبقه بندی: آداب ، گویش ها ، پوشش ها ، رسوم در استان،
برچسب ها: گویش قوم لر، قویش قوم لر بویراحمدی،
[ دوشنبه 22 خرداد 1391 ] [ 08:59 ق.ظ ] [ ولی اله عنبری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ


در این وبلاگ سعی شده با بررسی و شناخت فرهنگ و تمدن غنی لری مخاطب آشنا شود و فرهنگ ها و آداب وسنن گذشتگان به نحوی موثر به نسل حال و آینده انتقال یابد . تلاش برآن است که حقایق مهم تاریخی استان منتشر شود تا ضمن بهره لازم بتوانیم اثرات مثبتی در جامعه داشته باشیم. ضمنا" جهت جذابیت بیشتر در این وبلاگ از موضوعات و لینکهای متنوعی استفاده خواهد شد . امید است بیننده گان محترم بهره کافی و وافی را از موضوعات ببرند .

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
آهنگ
نظر سنجی
ذکر ایام
هفته آب و هوا اوقات شرعی
لیگ برتر فوتبال ایران
استخاره با قرآن کریم
استخاره آنلاین با قرآن کریم

دیکشنری آنلاین

.

آپلود نامحدود از وب سایت متیل

آپلود عکس


منع کپی برداری ارسال لینک داغ کن - saedeconomy.mihanblog.com دعای فرج

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

موتورجستجوگر

Google

دنا
در كل اینترنت ،گوگل
درزیبا وب

آمار Web Analytics